چیزی که میخواهم معنی همین جمله است . تحقق همین جمله است .
به کجا ها باید رفت ؟
چه چیز ها را باید خواند؟
چه چیز ها را باید دید؟
چه چیز ها را باید گفت؟
....
چگونه؟ چطور ؟
شعار های بزرگ ،آرمان ها زیبا ، مقصد های رویایی ....
به من راهی نشان بده . راهی که حتی من شکسته پا هم ، لنگ لنگان در او قدم بگذارم .
نیچه،برج و باروی های شهر باورم را فرو ریختی ،ارتش ذهنم را درهم شکستی و او را با حرف های استوارت خورد کردی .
حالا راهی نشان بده این آواره را . چرا که این آواره از خوابیدن زیر این آسمان پر ستاره بسی هراسناک است . ذهنش باوری را می طلبد . همچون سقفی بالای سرش در برابر طوفان های هولناک زندگی ...
چه اندک ، کسانی که هم می فرسایند و هم می سازند .
و چه اندک تر ، کسانی که هم نابود می کنند و هم می آفرینند.
برچسب:
نویسنده: کاوه خوشنام